چالش‌های تربیت تک فرزند

سلامانه:  امروزه بیش از هر زمان در گذشته، به دلیل ملاحظات اقتصادی، کمبود وقت و علل دیگر، تک فرزندی انتخاب بسیاری از پدر و مادرها است. مطمئنا، تک فرزند بودن شرایطی شبیه به زندگی در کنار خواهر یا برادر نیست و نوع خانواده‌ای که در آن رشد می‌کنیم، تاثیرات اساسی بر شخصیت ما دارد. اما علیرغم بسیاری از باورهای رایج، قرار گرفتن در مرکز یک دنیای کوچک، مزایا و معایب مخصوص به خود را داشته و تجربه‌ای تماما خوب یا بد نیست:

دکتر علی نیکجو، روانپزشک  

  • داشتن خواهر و برادر الزاما باعث اجتماعی‌تر شدن نمی‌شود و نداشتن آن الزاما به معنای شکل‌گیری یک شخصیت خودخواه و خودمحور نیست. با این وجود می‌توان گفت که برخی ویژگی‌ها و تجربه‌ها، در میان بسیاری از کودکان تک فرزند مشترک است.
به طور مثال، از آنجا که بخش قابل‌توجهی از زمان کودکان تک فرزند در تعامل با افراد بالغ طی می‌شود، این موضوع می‌تواند باعث احساس راحتی بیشتر آن‌ها با افراد بزرگسال‌تر از خود و رفتارهایی بالغانه‌تر از سن تقویمی آن‌ها شود. یا در بعدی دیگر، کودکان تک فرزند ممکن است با چالش‌ها و دشواری‌های بیشتری در حین کار گروهی، مواجه شوند، چرا که در بسیاری از موقعیت‌های زندگی، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای امور، به صورت فردی و بر محور ترجیحات خودشان بوده است.
 
 آموزش مهارت‌های اجتماعی به کودکان
  • تشویق تک فرزند به تعامل با دیگران
احساس تنهایی، علیرغم دریافت تمام توجه والدین، یکی از شکایات بسیاری از کودکان تک فرزند در ارتباط با زندگی خانوادگی‌شان است. برای مدیریت بهتر اینگونه احساسات و کمک به کودک برای سازگاری بهتر با شرایط تک-فرزندی، به والدین توصیه می‌شود که:
برای دور ماندن از احساس تنهایی، بسیاری از کودکان تک فرزند، دوستان خیالی یا دل‌بستگی به اشیاء موردعلاقه مانند عروسک‌ها دارند. اگرچه ممکن است در جایگاه یک والد توجه و زمان زیادی را به او اختصاص دهید، اما این موضوع جایگزین نیاز آن‌ها به همسالان نخواهد بود. برای تقویت مهارت‌های اجتماعی، لازم است که برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های اشتراکی و گروهی و تشویق تعامل با همسالان، برای این کودکان با تناوب بیشتری انجام شود.
کودکان تک فرزند، فراز و نشیب‌های ارتباط با خواهر و برادرها را تجربه نمی‌کنند، این در حالیست که فضای رقابتی میان فرزندان یک خانواده، علیرغم تمامی دشواری‌ها، می‌تواند باعث تقویت مهارت کودک در مدیریت روابط روزمره با همسالان شود. شکست در یک بازی، منتظرشدن برای نوبت و پیوستن به گروه، برای یک کودک تک فرزند دشوارتر از سایر همسالان تجربه می‌شود. برای کمک به کودک در سازگاری با این موقعیت‌های اجتماعی، والدین باید:
  • تجربیاتی مانند به شراکت، مصالحه (صرف‌نظر کردن از برخی خواسته‌ها) و ملاحظه خواسته‌ها و منافع دیگران را به فرزندشان بیاموزند.
  • وقتی کودک مراعات دیگران را می‌کند او را مورد تشویق قرار دهند و در صورت نادیده گرفتن منافع دیگران، کودک را از عواقب چنین رفتاری آگاه کنند.
 
  • تشویق به خنده
متخصصان بر این باورند که کودکان تک فرزند، به دلایلی مانند تعامل بیشتر و انحصاری‌تر با والدین به عنوان دو فرد بالغ، تفکر منطقی‌تر، منش جدی‌تر و حس شوخ‌طبعی کمتری دارند. اگرچه هیچ روش ویژه‌ای برای آموزش دادن درک شوخی و شوخ‌طبعی وجود ندارد، اما غنی‌تر کردن رابطه با کودک در ابعادی فراتر از ضوابط و قرارگیری والدین در جایگاه قدرت، استفاده از زبانی نزدیک به دنیای کودک برای شوخی، گفتن لطیفه و خندیدن آزادانه با او، می‌تواند جبران‌کننده خلا ارتباطی کودک با همسالان باشد.
پرورش احساس استقلال در کودک
  • تقویت مسئولیت پذیری تک فرزند
تعامل با یک کودک تک فرزند و اختصاص یافتن تمامی هم و غم والدین به او، بسیاری از اوقات منجر به رابطه‌ای درهم‌تنیده میان والدین و کودک، اتکای بیش از حد کودک به والدین در موضوعاتی مانند انجام تکالیف و سرگرمی‌ها و تقویت ناخواسته این وابستگی از سوی والدین می‌شود. برای تقویت احساس استقلال در کودک می‌توان از سپردن مسئولیت‌هایی در ارتباط با امور روزمره و در حد توان به او، آغاز کرد.
 
  • اجتناب از لوس بار آوردن بچه‌های تک فرزند
در همین راستا، ابراز محبت والدین در قالب جایزه و هدیه دادن‌های مکرر، می‌تواند باعث انتقال این پیام به کودک شود که «همیشه هرچه می‌خواهم می‌توانم داشته باشم». همچنین، برآورده کردن فوری تمام نیازهای کودک، او را از تجربه انتظار و شکل‌گیری توانایی تحمل تاخیر در ارضای نیازها که در خانواده‌های چند فرزندی فرصت بیشتری برای آن فراهم است، محروم می‌کند.
برای جلوگیری از شکل‌گیری باور «هرچه می‌خواهم، دارم» در ذهن کودک، گفتگو با او درباره محدودیت‌ها، پایبندی به قوانین خانواده و تقویت توانایی تحمل ناکامی در خود و کودک، موثر است. تغییر در این روند اگرچه ممکن است در ابتدا با اعتراض کودک همراه باشد اما در بلند‌مدت به رشد روانی و تطابق او با واقعیت‌های زندگی کمک بیشتری خواهد کرد. این تغییر، زمانی میسر خواهد شد که والدین نیز به این باور برسند که آنچه در احساس امنیت و شادی کودک تاثیرگذار است، چیزی فراتر از هدایا و جوایز یعنی حضور واقعی در لحظه و گذراندن زمان‌هایی هرچند کوتاه است که در آن بازه زمانی تمام توجه پدر یا مادر به شکل انحصاری بر کودک باشد.
کودکان تک فرزند بسیاری از اوقات، خود را در جایگاه یک فرد بزرگسال در محیط خانواده احساس می‌کنند و باور دارند که آن‌ها از حقی برابر با والدین، برای اظهارنظر و اعمال قدرت برخوردارند. اگرچه بسیاری از والدین، فضای ابراز عقیده را در تصمیم‌گیری و امور روزمره به فرزندان خود می‌دهند، اما باید دانست که در ارتباط با بسیاری از مسائل، تصمیم‌گیری نهایی و وضع چارچوب، باید توسط والدین و بدون تاثیرپذیری از ترجیحات کودک اتفاق بیفتد. همچنین تاکید متخصصان بر مراقبت از رابطه زناشویی و اختصاص دادن زمان‌هایی به رابطه دونفره میان والدین و بدون حضور کودک، در ارتباط با خانواده‌های تک فرزند، جدیت بیشتری دارد.
  • اجتناب از ایده‌آل‌گرایی در تربیت تک فرزند
بالاتر بودن استانداردها و انتظارات والدین کودکان تک فرزند و تجربه احساس فشار بیشتر در این کودکان برای آورده کردن آرزوهای والدین، در عمل و بسیاری از اوقات به این نقطه منتهی می‌شود که آن‌ها رفتارهای همسالان خود را ناپخته و حتی نامعمول تجربه می‌کنند و برای راضی نگه‌داشتن دائمی والدین، تنها فرصت خود برای کودکی کردن را از دست می‌دهند.
همچنین از آنجا که رشد ویژگی‌ها ایده‌آل‌گرایانه در کودکان تک-فرزند با احتمال بیشتری اتفاق می‌افتد، مداخله دائمی والدین برای اصلاح، بازنگری و اطمینان از بی‌نقص بودن کارهای کودک، منجر به تقویت این ویژگی و رنج‌های روان‌شناختی ناشی از آن خواهد شد.
در این راستا، به والدین توصیه می‌شود که احساس افتخار و خشنودی خود را نسبت به کودک، به موفقیت‌ها و دستاوردهای او محدود نکنند و به جای تحمیل آرزوهای دست نیافته خود به کودک، زمان و فضای موردنیاز برای کاوش آزادانه در علایق، کشف خود و حتی اشتباه و شکست در این مسیر را به کودک بدهند.

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif