آیا فقط مسائل اقتصادی مانع ازدواج است؟

سلامانه: این روزها مباحث مربوط به ازدواج و کاهش موالید بازار داغی دارد و هر کسی راهکاری ارائه می دهد اما به جرات می توان گفت هیچ یک از راهکار های ارائه شده تاکنون اصولی و کارشناسی نبوده است چرا که در هیچ یک از موارد به مباحث ریشه ای بالا رفتن سن ازدواج توجه نشده است.

به گزارش سلامانه به نقل از روزنامه آفتاب یزد ،اکثر قریب به اتفاق کارشناسان دلیل اصلی بالا رفتن سن ازدواج را مباحث اقتصادی می دانند اما واقعیت این است که موضوعات دیگری پشت مباحث اقتصادی پنهان شده اند که در بالا رفتن سن ازدواج نقش اساسی دارند. ازدواج سفید یا همباشی در کشور ما به گفته مسئولان بسیار اندک است اما سوال اینجاست که چرا همان عده اندک همباشی را به ازدواج ترجیح می دهند؟ در صورت پاسخ به این سوال به ابعادی از موضوع بالا رفتن سن ازدواج پی می بریم که شاید در حالت عادی کمتر به این موارد اشاره شود اما به قطعیت نمی توان نقش اساسی این موارد را در موضوع ازدواج جوانان انکار کرد.

‏n‌یک فاجعه در حال وقوع است

امیر محمود حریرچی، جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی در خصوص پشت پرده بالا رفتن سن ازدواج جوانان در جامعه به آفتاب یزد گفت:« این روز ها از چیزی تحت عنوان ازدواج اجباری رو نمایی کرده اند، این موضوع برای بار دیگر نشان داد که مسئولین و کارداران ما شناختی از مشکلات جوانان در جامعه ندارند، بدون شک نرخ باروری در کشور ما کاهش یافته است و حالا برای جبران این موضوع راهکار ازدواج اجباری ارائه شده است اما این راهکار کاملا بیراهه است چرا که ما برای اینکه نرخ باروری را در کشور افزایش دهیم نیازمند سیاست های تشویقی هستیم.

در طی 5 سال گذشته نرخ باروری ما چهار صد هزار نفر کاهش یافته است و از یک میلیون و نیم در سال به یک میلیون و صد هزار نفر در سال رسیده است این موضوع نشان می دهد که در دراز مدت یک فاجعه برای ما در حال اتفاق است، حالا به جای اینکه مسئولین ما به ریشه ها بپردازند و مشکلات رابر طرف کنند و سیاست های تشویقی برای جوانان اتخاذ کنند، باز هم به اجبار روی آورده اند؛ موضوعی که پیش از این بارها نتیجه آن را دیده ایم!»

‏nجوانان گریزان از سنت ها

او در ادامه تاکید کرد:« در حال حاضر میانگین سن ازدواج در جوامع شهری برای پسران چیزی نزدیک به 31 سال و برای دختران چیزی در حدود 28 سال است، این در حالی است که آمار نشان می دهد درصد زیادی از دهه شصتی ها همچنان مجرد هستند و این موضوع بسیار نگران کننده است.

به طور کلی جوانان در حال حاضر به دو گروه عمده تقسیم می شوند، یک گروه اقشار کم در آمد جامعه را شامل می شوند که متاسفانه اکثریت جامعه را هم تشکیل می دهند و گروه دیگر اقشار مرفه جامعه هستند. اگر به صورت کلی بخواهیم بررسی کنیم مشکل اصلی اقشار کم در آمد مباحث اقتصادی است که مانع ازدواج آن هامی شود و در اقشار مرفه لاکچریزم است که سبب می شودعمده جوانان از ازدواج سر باز بزنند. واقعیت این است که مسائل اقتصادی تنها پوششی هستند که مشکلات دیگر پشت آن پنهان شده است.

جوانان امروز از سنت ها گریزانند؛ در حال حاضر روابط بین دختر و پسر در کشور ما وجود دارد حتی ما ازدواج سفید هم داریم اما چرا به همباشی تن داده می شود اما جوانان زیر بار ازدواج نمی روند؟ مشکل این است که وقتی پای ازدواج به میان می آید موضوع سنت و در لوای آن دخالت خانواده ها مطرحمی شود که کمتر سنخیتی با جوانان امروز دارد.»

‏nمهریه ضامن خوشبختی نیست

او در ادامه تصریح کرد:« سنت های ازدواج تا جایی قشنگ و دلنشین بود که اغراق شده به آن پرداخته نمی شد، وقتی مهریه هاچند هزار سکه ای شد و جشن های عروسی چند صد میلیونی، جوانان نا خوداگاه از آن فراری شدند، دخالت پدر ها و مادر ها که با باور های سنتی جامعه ما گره خورده است موضوعی‌است که جوانان ما که بین سنت و مدرنیته گیر افتاده اند پذیرای آن نیستند.

کدام خانواده ای در حال حاضر به این موضوع فکرمی کند که برای خوشبختی و آسایش فرزندش بدون مهریه راضی به ازدواج او باشد؟ فرهنگ سنتی جامعه بر این موضوع تاکید دارد که مهریه ضامن خوشبختی زندگی دختران استدر حالی که در واقعیت امر اصلا چنین موضوعی صحت ندارد و اگر سری به دادگاه های خانواده بزنید خواهید دید دختران زیادی با مهریه های چند میلیاردی در به در دادگاه‌ها و دادسرا ها هستند تا طلاقشان را بگیرند.»

‏nپسران سرخورده و دختران برابر طلب

حریرچی توضیح داد:« جامعه سنتی ما نتوانسته است آن طور که باید به روز شود، زنان در جامعه ما پویا هستند، در حال حاضر بیشترین تعداد دانشجویان را دختران تشکیل می دهند و خیلی از زنان جامعه امروز ما شاغلند، بنابر این، زنان این نسل با زنانی که در کنج مطبخ می نشستند و تنها مدیریت یک خانه را بر عهده داشتند تفاوت زیادی دارند، مسلما توقع آن هانیز تغییر کرده است، فارغ از نسل لاکچری که دغدغه هایمالی و زندگی لوکس توقع آن ها از زندگی است ما با نسلی هم مواجه هستیم که برابری در زندگی می خواهد، مهریه میلیاردینمی خواهد اما حقوق برابر می خواهد، آیا سنت به زن این اجازه را می دهد که در جامعه سنتی مثل ما، این گونه برابری هارا داشته باشد؟

اکثر پسران حد اقل های تشکیل زندگی را ندارند و توقعشان هم با تحصیلاتی که انجام می دهند بالا می رود، به همین دلیل هم ما با قشر زیادی از جامعه مواجه هستیم که تحصیلات عالیه دارند اما شغل درستی ندارند. این افراد که حالا سرخورده هم هستند رغبتی به ازدواج و زندگی زناشویی ندارند چه برسد به اینکه بخواهند فرزندی همداشته باشند.»

‏nتقابل پنهان بین سنت و مدرنیته

این آسیب شناس تاکید کرد:« جامعه سنتی ما آموزشی به جوانان نداده است که در پی روابطشان بتوانند شناخت لازم برای زندگی مشترک را کسب کنند، به همین دلیل هم اکثر ازدواج ها آن طور که باید موفق نیست و نرخ طلاق هم روز به روز در حال تغییر است. ما بین سنت و مدرنیته گیر افتاده ایم، مسئولین ذیربط با دید سنتی به جامعه نگاه می کنند و به همین دلیل همنمی توانند نیاز های جوانی که به سمت مدرنیته قدم بر می دارد را بر طرف سازند، جامعه سنتی نوع نگاه جوانان را نمی پذیرد و جوانان هم با نگاه جامعه سنتی تن به ازدواج نمی دهند.

جوان امروز ازدواج را یک تعهد می داند و بر این اعتقاد است که تعهد نیازی به این همه آداب و رسوم دست و پا گیر ندارد اما جامعه سنتی آن را یک قرار داد می داند که باید موفقیت آمیز به ثبت برسد پس نیاز است که مهریه دختر میلیاردی باشد و جشن عروسی چند صد میلیونی ! این تفاوت ها و نوع نگاه در واقع تقابل پنهان بین سنت و مدرنیته است که سبب می شود سنازدواج ها افزایش یابد.»

‏nازدواج یک تعهد است نه یک قرار داد

این جامعه شناس تاکید کرد:« جامعه شهری و مدرن مقتضیات خودش را طلب می کند ، باید جوانان به گونه ای آموزش ببینند که فارغ از تقابل ها به شناخت متقابل برسند و وقتی به جایی رسیدند که دیدند می توانند به کسی تعهد داشته باشند وارد زندگی مشترک شوند.

آموزش در مبحث خانواده و ازدواج چیزی است که در جامعه ما خیلی کم به آن پرداخته می شود حتی خانواده ها نیز در اکثر موارد نمی توانند آن طور که باید جوانانشان را برای ازدواج تربیت کنند. جوانان باید یاد بگیرند ازدواج یک تعهد است نه یک قرار داد بنابر این ملزومات خودش را دارد. نمی توان تحت لوای سنت مواردی را پیش کشید که جوانان را از ازدواج عاصی کرد.

ازدواج باید برای جوانان یک انتخاب باشد و در کنار آن باید آن قدر این انتخاب جذابیت داشته باشد که مورد پذیرش جوان قرار بگیرد. وقتی شکل اجبار به آن می دهیم دیگر جذابیتی نخواهد داشت و مسلما مورد پذیرش جوانان قرار نخواهد گرفت. »به نظر می رسد تقابل بین سنت و مدرنیته یکی از عمده ترین دلایلی است که مانع ازدواج جوانان می شود اما این موضوع تحت پوشش مسائل اقتصادی مطرح شده و هیچ راهکار و حتی آموزشی در خصوص آن صورت نمی گیرد. آیا بهتر نیست به جای اینکه راهکار های سطحی برای ازدواج ارائه شود به ریشه های بالا رفتن سن ازدواج بپردازیم؟

 

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif