آفت‌های کمال‌طلبی غیرمنطقی

چطور از آنچه هستیم لذت ببریم

این که ما مردمی هستیم که به سختی شاد می‌شویم اصلا یک مزیت محسوب نمی‌شود‌.
این روزها در کوچه و خیابان‌، در جمع دوستان و آشنایان‌، در خانواده و محل کار با افراد زیادی روبه رو می‌شویم که با وجود اینکه اطرافشان پر است از موفقیت و یا عوامل شادی و خوشحالی، باز ناراضی هستند و هیچ چیز شادشان نمی‌کند؛ دایم خود را سرزنش می‌کنند و احساس گناه آزارشان می‌دهد. شاید خود ما هم به نوعی در گروه همین افراد قرار بگیریم. حتما پیش آمده فرزندتان را به پارک یا جشنی برده باشید و به‌جای استفاده از آن موقعیت برای ایجاد شادی، دایم همه چیز به چشمتان مشکل‌دار آمده باشد ‌و یا جلوی آینه ایستاده باشید و دایم از چهره و اندام و لباس خود یا همسرتان ایراد گرفته باشید؛ یا اینکه دایم همسر و فرزندانتان را زیر ذره‌بین قرار دهید و به نظرتان پر از اشکال بیایند. در واقع شاید یکی از علت‌های شیوع افسردگی در جامعه ‌‌ما همین کمال‌طلبی‌های افراطی و منفی باشد. آیا شما هم فردی کمال‌طلب هستید؟! به این ویژگی‌ها دقت کنید‌، کدامیک از این موارد را در خود پیدا می‌کنید؟

  1. افراد کمال طلب‌، بلندپروازی را نوعی ارزش می‌دانند.
  2. برنامه‌ریزی درستی برای رسیدن به موفقیت ندارند
  3. از شکست می‌ترسند
  4. دایم خود را سرزنش می‌کنند.
  5. آنها افرادی هستند که از هیچ چیزی خوشحال نمی‌شوند.

شاید با خود فکر کنید شرط رسیدن به موفقیت کمال‌گرایی است‌. البته تا حدودی درست فکر می‌کنید اما آن چیزی که شما را به سمت موفقیت هدایت می‌کند انگیزه پیشرفت یا پیشرفت‌گرایی است. افرادی که دارای انگیزه پیشرفت هستند بلندپروازی کمتری دارند و جوانب را می‌سنجند و به نوعی واقع‌نگر‌تر هستند. با رسیدن به موفقیت به خود و دیگران پاداش می‌دهند. برنامه‌ریزی بهتر و دقیق‌تری دارند و امید و انگیزه بیشتری داشته و با رسیدن به موفقیت احساس رضایت می‌کنند.
برای آنکه از زندگی لذت ببریم باید از معیارهای غیر‌واقعی دست بکشیم و برای خود اهداف کوتاه‌مدتی تعریف کنیم که دست‌یافتنی باشد.
نقش والدین
اگر بخواهیم علت کمال‌طلبی را بررسی کنیم باید به نوع تربیت والدین فرد در کودکی توجه داشته باشیم. این افراد غالبا والدین سخت‌گیری داشته‌اند که دائم کودکانشان را زیر ذره‌بین نقد قرار داده و از آن‌ها ایراد می‌گرفتند. والدین کمال‌طلب و پرتوقع غالبا فرزندانی تربیت می‌کنند که کمتر از زندگی‌ و از خود راضی هستند.
 
نقش جامعه
یکی دیگر از عوامل ایجاد کمال‌طلبی جامعه کمال‌طلب است‌. گاهی مدرسه‌، معلمان یا حتی مدیران و مسوولان در محل کار آن قدر فرد را تحت فشار قرار می‌دهند که او دایما نگران مضطرب است.
 
باورهای غیرمنطقی
افراد کمال‌طلب غالبا ارزیابی‌های غیر‌منطقی از امور مختلف دارند و یا منطق تحریف شده خود به این نتیجه می‌رسند که چیزی خوشایندشان نیست و همیشه پر از ایراد است. آنها افکار و باورهای غیر‌منطقی‌ زیادی دارند:

  • همیشه دنبال تایید دیگران هستند و فکر می‌کنند همه باید آنها را دوست داشته باشند و تایید کنند.
  • از خود انتظارات بیش از اندازه دارند و فکر می‌کنند در همه زمینه‌ها باید بهترین باشند.
  • در صورتی که اشتباه کنند خود را لایق تنبیه و سرزنش می‌دانند.
  • علت تمام بدبختی‌های خود را عواملی می‌دانند که کنترلی روی آن ندارند. حتما بسیار شنیده‌اید که فردی می‌گوید من آدم بدشانسی هستم و یا همه چیز تقصیر پدرم یا فلان شخص بود.
  • نگرانی، پس‌زمینه ذهنی آنهاست و فکر می‌کنند همیشه باید نگران چیزی باشند.
  • سبک برخورد این افراد با مشکلات، درگیر نشدن و فرار از مسایل و اتفاقات نامطلوب است.
  • همیشه فکر می‌کنند باید به شخصی قوی‌تر از خود تکیه کنند. این وابستگی در آن‌ها مشکلات بسیاری ایجاد می‌کند.
  • همیشه فکر می‌کنند اثر مشکلاتی که در گذشته وجود داشته‌‌ تا ابد‌‌ باقیست و کاری نمی‌توانند بکنند.
  • افراد کمال‌گرا معمولا بسار دچار اضطراب و افسردگی می‌شوند و از ترس اینکه اشتباه نکنند معمولا دست به کاری نمی‌زنند و بسیار تعلل می‌کنند.

 
لزوم تغییر نگرش
افراد کمال‌طلب باید در نظر داشته باشند که لازم است قبل از هر چیز شیوه نگرش خود را تغییر دهند و حتی به کوچکترین موفقیت‌ها هم توجه داشته باشند. در اکثر موارد برای بازنگری در افکار و شیوه نگرش خود لازم است از راهنمایی‌های یک روان‌شناس بهره‌مند شوید.
در اکثر موارد وقتی از فردی پرسیده می‌شود که امروز چه چیزهایی تو را خوشحال کرده، چیز زیادی ندارد که بیان کند. شاید به همین دلیل است که اکثر کمدین‌های ایرانی اذعان می‌کنند خنداندن مردم ایران اصلا راحت نیست‌‌. این که ما مردمی هستیم که به سختی شاد می‌شویم اصلا یک مزیت محسوب نمی‌شود‌. حتی بازی‌هایی که در کشورهای دیگر بچه‌ها را بسیار شاد می‌کند، در کشور ما به نظر بی‌مزه می‌آید و نه خانواده‌ها و نه بچه‌ها از آن اسقبالی نمی‌کنند. اکثر مردم انتظار دارند که اتفاق خاصی ‌ بیفتد. در صورتی که با دیدن خوشبختی‌های‌ساده می‌توانیم شادی و رضایت را در زندگی تجربه کنیم.
شاید بیشتر ما دوره‌ای بزرگ شدیم که در انشاءهای مدرسه و در آرزوهایمان به دنبال دست‌نیافتنی‌ها و بهترین‌ها می‌گشتیم. حتما به خاطر می‌آورید موضوع انشاء مدرسه را که همیشه از ما می‌خواستند بنویسیم در آینده می‌خواهیم چه کاره شویم و ما همیشه به دنبال شغلی بودیم که بهترین باشد و همه تشویقمان کنند. هیچ‌کسی به ما یاد نداد که فکر کنیم چه توانایی‌هایی داریم و به چه چیز علاقه داریم و بعد بنویسیم دوست داریم چه کاره شویم. ما دوره‌ای بزرگ شدیم که وقتی می‌پرسیدند هدفت از زندگی کردن چیست سینه سپر می‌کردیم و می‌گفتیم می‌خواهیم به کمال انسانی دست پیدا کنیم و همه برایمان کف می‌زدند و کسی نمی‌پرسید اصلا کمال انسان کجاست؟ پس طبیعی است اگر الان جامعه‌ای کمال‌طلب داریم که بعد از گذشتن سال‌های بسیار و نرسیدن به آن همه آرزوی غیر‌واقعی اکنون همه از خود ناراضی باشند و دائم خود را سرزنش کنند؛ چون دیگر کسی برای حرف‌های بزرگشان دست نمی‌زند. الان زمان عمل کردن است. این نسل، از بچه‌های خود هم انتظارات غیر‌واقعی دارند و آنها را در فشار قرار می‌دهند و ‌باز به نسل دیگری برخورد می‌کنیم که قانون‌گریز هستند و از زیر این همه قانون‌های کمال‌طلبانه والدین خود شانه خالی کرده‌اند و افسار‌گسیخته معلوم نیست به کدام سمت حرکت می‌کنند.
 
چه باید کرد؟
اکنون زمان آن رسیده که از معیارهای غیر‌واقعی دست بکشیم و برای خود اهداف کوتاه‌مدتی تعریف کنیم که دست‌یافتنی باشد. این‌گونه کمتر خود را سرزنش می‌کنیم و کمتر از خود انتظار داریم که در همه چیز یک ستاره باشیم و بدرخشیم و به قول فروغ فرخ زاد باید به «بهانه های کوچک خوشبختی» فکر کرد.
 
چند تمرین ساده:

  • یک کاغذ یا دفتر یادداشت کوچک به همراه داشته باشید. صبح که از خواب بلند می‌شوید تا شب هر چیزی که حالتان را کمی عوض کرد و یا شادتان کرد هر‌چند ساده یادداشت کنید‌. ممکن است خوردن یک برش هندوانه در تابستان گرم برایتان لذت‌بخش باشد. حتی از آن هم نگذرید و یادداشت کنید. شب قبل از خواب همه را مرور کنید؛ بهانه‌های ساده و لذت‌بخش شما امروز چقدر بوده؟
  • به حواس پنج‌گانه خود فکر کنید و به هر‌کدام یک ستون اختصاص دهید‌. کارهایی که برایتان لذت‌بخش است را بر اساس حواستان دسته‌بندی کنید. به عنوان مثال موسیقی را دوست دارید و شنیدن موسیقی به حس شنوایی ارتباط دارد؛ از لواشک لذت می برید آن را در ستون حس چشایی بنویسید و به همین ترتیب سعی کنید تعداد زیادی از امور لذت‌بخش را پیدا کنید‌. این فهرست را جایی نگه دارید که همیشه در دسترس باشد‌. هروقت احساس نارضایتی و نا‌امیدی کردید یکی از آنها را از لیست انتخاب کنید و انجام دهید.
  • یک فعالیت انتخاب کنید که نتیجه آن محسوس و قابل‌دیدن باشد و در زمان مشخصی بتوانید به آن دست پیدا کنید و از رسیدن به نتیجه لذت ببرید؛ مانند سبزی کاشتن، درست کردن کاردستی یا وسیله‌ای که توانایی آن را دارید و یا هر چیز دیگری که به فکرتان می‌رسد. شما پس از تلاشی کوتاه با دیدن نتیجه مثبت آن حتما احساس شادمانی بیشتری خواهید کرد.
  • در پایان به شما توصیه می‌کنیم برای پاکسازی باورهای غیر‌منطقی و فاصله گرفتن از کمال‌طلبی منفی و مخرب، حتما به یک روان‌شناس مراجعه کنید. او به شما کمک می‌کند که واقعیت‌ها را بهتر ببینید.

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif
تلگرام سلامانه