دنیای کاری باهوش‌ها

نقش هوش معنوی بر رضایت شغلی

زهره جمالی کارشناس ارشد روان‌شناسی عمومی‌/ زهره استوار دکترای روان‌شناسی مشاوره و استادیار دانشگاه
رضایت شغلی از ارکان ضروری و ارزشمند ارتقای سلامتی و رضایت از زندگی به شمار می‌رود. رضایت شغلی بر بسیاري از متغیرهاي مثبت سازمانی نظیر افزایش بهره‌وري‌، دلسوزي کارکنان نسبت به سازمان، تعلق خاطر و دلبستگی به محیط کار‌، افزایش کمیت و کیفیت کار‌، ارتباطات صحیح‌، بهبود روحیه و علاقه به کار تاثیر دارد؛ رضایت شغلی پایین موجب رفتارهایی مانند غیبت، ترك خدمت و... کارکنان می‌شود.
یکی از عوامل مهم درونی که می‌تواند بر میزان رضایت شغلی و بهره‌وری کارکنان اثر‌گذار باشد هوش معنوی است‌. امروزه گفته مي‌شود كه هوش هیجانی و هوش عقلانی پاسخگوي همه چيز نبوده و انسان به عامل سومي هم نيازمند است كه هوش معنوي‌ ناميده مي‌شود‌. تحقیقات نشان می‌دهدکه بین مؤلفه‌های هوش معنوی با مسوولیت‌پذیری در زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ به طوری که هر‌چه هوش معنوی بالاتر می‌رود میزان مسوولیت‌پذیری بیشتر می‌شود. تحقیقات بسیار زیادی نشان می‌دهد که بهره‌مندی از هوش معنوی در افزایش رضایت شغلی تأثیر بسزایی دارد.
همچنین نتايج برخي از مطالعات حاكي از آن است که خشنودي شغلي با شادکامي کلي، سلامت روان و اميد زندگي طولاني‌تر ارتباط دارد‌. ويلنت، دريافت که کارکرد شغلي خوب با کارکرد سالم در بسياري از زمينه هاي زندگي ارتباط دارد‌‌. ‌مشکلات ناشی از شغل موجب می‌شود تا دست‌یابی به احساس هویت مناسب و سازگاری در معرض آسیب قرار گیرد و عوارضی همچون عدم توجه به ارزش‌ها و اصول اخلاقی، ناسازگاری، اضطراب و ناامیدی را به تدریج در فرد شکل دهد‌. در سال‌هاي اخير محيط كار اهميت زيادي يافته و به عنوان يك مكان مناسب براي فعاليت‌هاي ارتقاي سطح سلامت مورد توجه قرار گرفته است. محيط كار، فرصت و امكانات مناسب براي تأثير بر شيوه زندگي فرد را فراهم مي‌آورد. همچنين در محيط كار مي‌توان ميزان آسيب‌پذيري فرد در برابر بيماري‌ها را تحت نظر گرفت. محققان ایرانی نیز در تحقیقات خود نشان دادند که رضایت شغلی با سلامت روانی ارتباط مثبت و معناداری دارد. بنابراین با توجه به نقش كاركنان ‌ا در ارائه كار با كيفيت و مطلوب، اخیرا پژوهشی با هدف پاسخگویی به این سوال که آیا مؤلفه‌هاي سلامت عمومی و هوش معنوی در پیش‌بینی رضايت شغلي كاركنان سهم دارد یا نه انجام شده است که در ادامه نتایج آن را مرور می‌کنیم.
 
روش پژوهش 
این پژوهش به روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد و جامعه آماري آن را کارکنان یک شرکت تهیه و تولید دارو در تهران در سال 95-1394 تشکیل می‌دادند. تعداد 206 نفر از کارکنان با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و  پرسشنامه رضایتمندی شغلی فيلد و روث‌، پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-28) و پرسشنامه هوش معنوی جامع آمرام و درایر(2007) بر روی آنها اجرا شد. همچنین برای آزمون فرضیه‌های تحقیق از روش تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.
 
پرسشنامه رضايت شغلي فيلد و روث:
اين پرسشنامه در سال 1951 توسط بري فيلد و روث به منظور سنجش ميزان رضايت شغلي افراد ساخته شده است و شامل 19 سوال پنج‌گزينه‌اي است .‌در اين پرسشنامه از پاسخ‌دهندگان خواسته مي‌شود تا احساس و نگرش‌هاي خود را نسبت به شغلشان ‌ روي مقياس پنج درجه‌اي مشخص كنند.
 
پرسشنامه هوش معنوی جامع آمرام و درایر(2007):
اين پرسشنامه توسط آمرام و دراير ساخته شده و داراي 45 عبارت و هفت مؤلفه كلي از جمله هوشياري، خوبي، جهت‌گيري دروني، معنا و مفهوم، وجود و شخصيت، حقيقت و صداقت و تماميت و كليت دارد. ضريب آلفاي‌‌ كرونباخ محاسبه شده براي تمامي زير مقياس‌ها بين 84 درصد و 95 درصد بوده است. ‌
 
پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-28):
پرسشنامه سلامت عمومی یک پرسشنامه مبتنی بر خود‌گزارش‌دهی است که در مجموعه‌های بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای اختلال روانی هستند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پرسشنامه دارای 28 ماده و 4 خرده‌مقیاس نشانه‌های بدنی، اضطراب و بی‌خوابی، نارساکنش‌وری اجتماعی و افسردگی‌ است که برای تمامی افراد قابل استفاده است.
 
نتایج تحقیق
نتایج این پژوهش نشان داد که متغیر هوش معنوی به صورت مثبت و معنادار رضایت شغلی کارکنان را پیش‌بینی می‌کند و نیز از بین مؤلفه‌های سلامت روان، مؤلفه‌های اضطراب و بی‌خوابی و افسردگی  به صورت منفی و معنادار رضایت شغلی کارکنان  را پیش‌بینی می‌کند.
همچنین یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که کار کردن در شغلی که مورد علاقه فرد است‌، علاوه بر کسب درآمد و برآوردن نیازهای مادی، موجب احساس رضایتمندی و خشنودی فرد می‌شود و کسی که از رضایت شغلی خوبی برخوردار است، طبیعتاً از سطح سلامت روانی و جسمانی بیشتری هم برخوردار خواهد بود؛ در نتیجه چنین فردی در کنش‌های فردی و بین فردی از موفقیت بیشتری برخوردار است‌. طبیعتا در وضعیت عکس این موضوع می‌توان به این نتیجه رسید که افرادی که از رضایت شغلی پایینی برخوردار هستند، تحت فشار روانی بیشتری قرار دارند. افراد دارای سلامت عمومی، محیط خود را تا آنجا که ممکن است شکل می‌دهند و تا آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار می‌شوند‌؛ مجموعة این عوامل منجر به بالا رفتن رضایت شغلی خواهد شد.
افراد سالم‌، ضعف‌ها و توانایی‌های خود را می‌شناسند‌، آنان نسبت به دیگران احساس مسوولیت دارند، دارای آرامش هستند، احساس ایمنی می‌کنند و در رویارویی با کشمکش‌ها و تهدیدها‌، شکیبایی و توانایی از خود نشان می‌دهند، لذا بدیهی است چنین افرادی در محیط کار از بازده و عملکرد و رضایت شغلی مناسبی برخوردار باشند.
از سوی دیگر این تحقیق نشان می‌دهد که افراد با هوش معنوی در حین قضاوت، توانایی منصفانه و دلسوزانه رفتار کردن را دارند. هوش معنوی ما را قادر می‌سازد همه چیز را آن طور که هستند ببینیم. افرادی که دارای هوش معنوی هستند، دارای ویژگی خودآگاهی، خودانگیختگی، چشم‌انداز محوری و ارزش محوری، کل‌نگری، دگرخواهی، استقبال از تفاوت‌ها و استقلال رأی هستند. بر این اساس یکی از پیش‌شرط‌های ضروری خوش‌ﺣﺎﻟﯽ، اﺑﺘﮑﺎر و ﺑﺪﯾﻬﻪ‌ﮔﻮﯾﯽ، ﯾﺎدﮔﯿﺮي از ﻃﺮﯾﻖ آزﻣﺎﯾﺶ و ﺧﻄﺎ و ﺧﻼﻗﯿﺖ در ﺳﺎزﻣﺎن‌، خود‌آگاهی و خود‌انگیختگی اﺳﺖ.
افراد کل‌نگر ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ دﯾﺪن ﻣﺸﮑﻼت از زواﯾﺎي ﮔﻮﻧـﺎﮔﻮﻧﯽ را دارﻧـﺪ و ارﺗﺒﺎط ﺑﯿﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﭘﯿﺮاﻣﻮﻧﯽ ﻫﺮ ﭼﯿﺰ را ﻫﻨﮕﺎم ﺑﺮرﺳﯽ آن ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﻨﺪ بر این اساس آن‌ها در حرفه و شغل خود عملکرد بهتری خواهند داشت و بی‌شک رضایت شغلی بالاتری دارند.
وﺟﻮد وﯾﮋﮔﯽ دﮔﺮﺧﻮاﻫﯽ در ﮐﺎرﮐﻨﺎن ﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽ ﺷـﻮد ﮐـﻪ ﺑـﺎ  ﻫﻤﺪﻟﯽ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﮐﺎر ﮐﻨﻨﺪ. ﻫﻨﮕﺎم ﻧﯿﺎز، ﺑـﻪ ﺳـﺮﻋﺖ ﺑـﻪ ﮐﻤـﮏ ﯾﮑـﺪﯾﮕﺮ ﻣـﯽﺷـﺘﺎﺑﻨﺪ و ﻫﻤﮑﺎري ﺑﯿﻦ اﻋﻀﺎي ﯾﮏ ﮔﺮوه ﻋﻤﻖ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﻣﯽ‌ﯾﺎﺑﺪ‌. در ﭼﻨـﯿﻦ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﯽ ارﺗﺒـﺎط ﺑـﯿﻦ ﺳﻄﻮح ﺳﺎزﻣﺎن اﻧﺴﺎﻧﯽ‌ﺗﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻮد، ﻣـﺪﯾﺮان ﻧﮕـﺮش و رﻓﺘـﺎر ﺑﻬﺘـﺮي ﺑـﺎ ﮐﺎرﮐﻨـﺎن دارﻧـﺪ و ﮐﺎرﮐﻨﺎن اﻧﮕﯿﺰه و ﻋﺸﻖ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺑﻪ ﮐﺎرﺷﺎن ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ از ﭘﺮﺳﯿﺪن درﺑﺎره ﭼﺮاﻫﺎ دﺳﺖ ﺑﺮﻧﻤﯽ‌دارﻧﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﯾﺎﻓﺘﻦ روش‌ﻫﺎي ﺑﻬﺘـﺮ ﮐـﺎري، اﻧﺘﺨـﺎب ﻣـﻮاد اوﻟیه ﺑﻬﺘـﺮ، دﺳﺖ‌ﯾﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻣﺴﯿﺮﻫﺎي ﺑﻬﺘﺮ و ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻋﻠﻞ اﺻﻠﯽ ﻣﻮاﻧﻊ ﭘﯿﺶ آﻣﺪه در ﮐﺎر ﻫﺴﺘﻨﺪ‌. ﭼﻨﯿﻦ  ﮐﺎرﮐﻨﺎﻧﯽ ﺧﻠﺎﻗﯿﺖ ﺑﺎﻻﯾﯽ دارﻧﺪ و ﻣﯽ‌ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدﻫﺎﯾﯽ ﺑـﺮاي ﺑﻬﯿﻨﻪ‌ﺳﺎزي ﻫﺮﯾﮏ از ﻋﻮاﻣﻞ ﮐﺎري داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
اﻓﺮادي ﮐﻪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭼﺎرﭼﻮب‌ﻫﺎي ذﻫﻨﯽ ﺧﻮد را دارﻧﺪ، ﯾﻌﻨﯽ اﯾﻦ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ را دارﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ از زواﯾﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﻧﮕﺎه ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﺨﺼـﻮص از زاوﯾه دﯾﺪ دﯾﮕﺮان. ﭼﻨﯿﻦ اﻓﺮادي ﭼﺎرﭼﻮب‌ﻫﺎي ﻣﺤﺪودﮐﻨﻨﺪه ذﻫﻦ ﺧﻮد را می‌ﺑﯿﻨﻨـﺪ و  ﺑﺮاي ﯾﺎﻓﺘﻦ ﻧﮕﺮش ﺟﺪﯾﺪ، از آﻧﻬﺎ ﻣﯽ‌ﮔﺬرﻧﺪ .
در پایان باید گفت از آنجا که مهمترین هدف هر سازمانی، دست‌یابی به بالاترین سطح بهروه‌وری ممکن یا بهره‌وری بهینه است و نیز از آنجا‌ که مهمترین سرمایه‌ هر سازمان را نیروی انسانی آن سازمان تشکیل  می‌دهد‌، توجه به سلامت عمومی کارمندان و ایجاد راهکارهایی جهت ارتقای سلامت عمومی و هوش معنوی در سازمان‌ها‌ می‌تواند نقش بسیار سازنده‌ای در افزایش بهره‌وری یک سازمان داشته باشد.
 

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif
تلگرام سلامانه