گذری کوتاه بر زندگی پرثمر استاد محمدحسین ماندگار

جایگزینی به نام دارو برای جراحی باز قلب
زندگی‌نامه برخی بزرگان، آنقدر ‌ پررمزوراز است که بیشتر همچون قصه و افسانه می‌ماند. استاد محمدحسین ماندگار یکی از این افراد است که البته ازنظر خودش در جایگاهی نیست که بخواهد معرفی شود. او قبول دارد که اشخاصی در دنیا وجود دارند که تغییر و تحولات بزرگی را ایجاد کرده‌اند، اما هرگز خود را جزء این دسته از افراد نمی‌داند. از نظر او رفتار پزشکان به‌عنوان کادر درمان و رفتار مردم نسبت به پزشکان مسائل مهمی هستند که باید روی آن‌ها تمرکز شود.
استاد ماندگار یک چهره آشنا هم برای جامعه پزشکی و هم برای مردم است که وقتی به آخرین نقطه امید می‌رسند، چشم به دستان او می‌دوزند. ماندگار اولین پیوند موفق قلب در ایران را سال 72 انجام داد و نامش را در تاریخ پزشکی ثبت کرد. او حالا از پس تمام این سال‌ها همراه با تیم حرفه‌ای‌اش 220 پیوند قلب انجام داده است و همچنان در آستانه 62 سالگی 3 روز هفته در بیمارستان شریعتی و 3 روز در بیمارستان‌های دی و کسری جراحی می‌کند. او در مورد حجم زیاد کار و عمل‌های هر روزه‌اش می‌گوید: «شغل پزشکی به نظر من از قانون همه یا هیچ پیروی می‌کند. لااقل در رشته‌های جراحی و خصوصاً در جراحی قلب، این قانون صادق است. ما دیگر حق انتخاب نداریم. اگر بخواهی وقتت را تقسیم کنی، باید از این دور خارج شوی یا باید تمام‌وقت و انرژی‌ات را روی این کار بگذاری یا کاملاً بروی کنار.»  می‌گویند او ثروتمندترین پزشک ایران است. اما او می‌گوید این حرف‌ها فقط شایعه است. من بارها بیماران بی‌بضاعت را مجانی عمل کردم و نمی‌دانم این حجم از شایعات درباره من، ثروتم و سلامتی‌ام چرا مطرح می‌شود.
او در مورد خود چنین می‌گوید:
آدم باید پشتکار داشته باشد. اول هدف و بعدش هم پشتکار و پشتکار و پشتکار. البته امکانات و شرایط زمانی و مکانی هم ممکن است به آدم کمک کند. گاهی پیش می‌آید که مریض زیردست آدم، مشکلی پیدا می‌کند و از مسیر طبیعی جراحی خارج می‌شود و. .. آن موقع، پشیمان شدن که سهل است، من در چنین مواقعی آرزوی مرگ می‌کنم. گاهی با خودم می‌گویم که کاش اصلاً امروز از خانه نیامده بودم بیرون...
درهرصورت من هر روز خدا را شکر می‌کنم که چنین محبت و توجهی به من کرده است. شانس کمی نیست که آدم بتواند به انسان‌های دیگر کمک کند. هر چقدر هم که این کمک، کم و کوچک باشد باز هم ارزشمند و بزرگ است. به‌طور متوسط، هرکدام از جراحی‌هایم از شروع عمل تا خروج بیمار از اتاق عمل، بین 3 تا 4 ساعت طول می‌کشد. البته عمل‌های طولانی‌تری هم هستند که مثلاً 5 یا 6 ساعت زمان می‌برند. هنوز که هنوز است، وقتی یک مشکل در مسیر جراحی‌ام پیش می‌آید یا وقتی‌که عمل از مسیر طبیعی‌اش خارج می‌شود، ضربان قلبم بالا می‌رود و شاید اطرافیانم بگویند که فلانی رنگ و رویش پریده . . .
: اولین جراحی قلب که خودم به‌صورت مستقل انجام دادم را خوب یادم هست. پسر بچه‌ای بود که بین 2 دهلیزش یک سوراخ داشت و من آن موقع سال اول جراحی قلب بودم. البته عمل ساده‌ای بود ولی خیلی برایم خاطره‌انگیز و ارزشمند است. یادم است که استادم، پروفسور عاملی، هم کنارم بودند تا اگر من با مشکلی مواجه شدم، به من کمک کنند.
اما از میان نزدیکانم تا به حال کسی را عمل نکرده و اصلاً این کار را توصیه هم نمی‌کنم. به نظرم چندان خوب نیست که یک پزشک، کسی را از میان خویشاوندان یا نزدیکانش، عمل و حتی درمان کند، البته به‌جز موارد اورژانسی. چراکه تجربه نشان می‌دهد که آدم می‌تواند برای دیگران، پزشک بهتری باشد تا برای نزدیکانش. معمولاً در چنین مواردی، اشتباهات پزشکی بیشتر اتفاق می‌افتند.
ما در بخش خودمان، هر سال به 2 فوق تخصص آموزش می‌دهیم ولی در ایران، به‌طور کلی، هر سال 15 تا 16 فوق تخصص جراحی قلب بیرون می‌آید.
بنده خارج از ایران به هیچ عنوان جراحی و تدریس نمی‌کنم. فقط در همان دورانی که در انگلستان آموزش می‌دیدم، در آن کشور عمل می‌کردم و در ادامه دیگر خیر.
با توجه به ظرفیت‌های کشور این امکان وجود دارد که در آینده، درمان‌های دارویی بتوانند جایگزین جراحی قلب باز شوند. درمان‌های دارویی اساساً درمان‌های وسیعی هستند و در آینده دور هم احتمالاً تمام بیماران قلبی از همین طریق تحت درمان قرار خواهند گرفت. در حال حاضر هم بیشتر بیماران قلبی، بیمارانی هستند که به درمان‌های دارویی جواب می‌دهند. تعداد کمی از بیماران قلبی، کاندید روش‌های تهاجمی نظیر آنژیوپلاستی و استنت هستند یا روش‌هایی برای باز کردن دریچه‌ها به شیوه غیرجراجی که ما به آن‌ها می‌گوییم: کاردیولوژی مداخله‌ای و بالاخره و در شرایطی که هیچ‌کدام از این روش‌ها جوابگو نباشد، مریض باید تحت جراحی قرار بگیرد.
خوشبختانه امروز با توجه به امکاناتی که فراهم شده، لیست انتظار پیوند خیلی کم است. حتی در بیمارستان‌های دولتی هم دیگر مثل گذشته نیست. در گذشته، گاهی اوقات مریض مجبور می‌شد 5 سال در لیست انتظار بماند. عمدتاً هم در خصوص بیماران مبتلا به بیماری‌های مادرزادی قلب، مشکلاتی وجود داشت که آن‌هم با توجه به شرایط کنونی، انتظار به کمتر از دو سه ماه رسیده و در بعضی مراکز هم اصلاً هیچ انتظاری وجود ندارد. یک مقداری لیست انتظار برای بیماران عروق کرونری داریم که آن هم با توجه به تعدد مراکز و فراوانی جراحان متخصص، خیلی کمتر شده و حتی می‌شود گفت که از بین رفته است.
مرگ‌ومیر بیماران هم نسبت به گذشته، کمتر شده و در این زمینه اوضاع نسبت به گذشته، خیلی بهتر شده و همان‌طور که در فرد فردمان از صورت ظاهر تا طرز تفکرمان تغییراتی به وجود آمده، پزشکی هم تغییراتی داشته و طب ما هم خیلی پیشرفت کرده است. قاعدتاً هم‌چنین بهبودی باید اتفاق می‌افتاد.
آن‌هایی که در لیست انتظارند، طبیعتاً باید بیشتر احتیاط کنند و مراقب رژیم غذایی‌شان باشند، داروهایشان را مرتب بخورند، آرامش فکری داشته باشند، از فعالیت‌های سنگین اجتناب کنند و . . . تا اینکه نوبت عملشان برسد.
بیمارانی که جراحی می‌شوند باید یک دوره بازتوانی یا نوتوانی را پشت سر بگذارند تا بتوانند به راحتی به زندگی و کار و فعالیت برگردند. بسیاری از این افراد بعد از عمل دچار افسردگی می‌شوند و به این نوتوانی و بازتوانی احتیاج دارند تا بتوانند به محیط خانواده و جامعه برگردند. متأسفانه ما چنین مراکزی را در کشورمان کم داریم. این مراکز می‌توانند کمک کنند که بیماران ما کانالیزه شوند تا بتوانند مثل گذشته و حتی بهتر از گذشته به زندگی برگردند. درمان‌های دارویی، کنترل قند و فشار خون، قطع سیگار و کنترل سایر عوامل خطرساز بیماری‌های قلبی هم کمک می‌کند تا این بیماران هر چه زودتر سلامتشان را به دست آورند.
متأسفانه، سن بیماری‌های قلبی در کشورمان خیلی پایین آمده. در گذشته کمتر می‌دیدیم که اوضاع قلب یک جوان آن‌قدر وخیم بشود که به جراحی احتیاج پیدا کند اما اخیراً سن بستری در CCU پایین آمده و اتفاق دیگری هم که افتاده، این است که خانم‌ها خیلی بیشتر از گذشته به بیماری‌های قلبی دچار می‌شوند.
در کل بیماری‌های قلبی در آقایان شایع‌تر از خانم‌ها است اما خانم‌ها نسبت به گذشته، بیشتر به بیماری‌های قلبی دچار می‌شوند. دلیل علمی و مستندی هم در این زمینه وجود ندارد. یعنی بررسی علمی و دقیقی در این زمینه انجام نشده ولی می‌شود حدس زد که به خاطر شیوع عوامل خطرسازی نظیر سیگار، کم‌تحرکی و استرس‌های زندگی ماشینی و حتی رواج مصرف تنقلات مضری که در زندگی شهری،‌ شایع شده . . .
 
 
 
 

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif
تلگرام سلامانه