روش هایی برای بیشتر حرف زدن اعضای خانواده با یکدیگر

خیلی از والدین دوست دارند خانواده خود را از وضعیت بدون گفت وگو خارج کنند، اما نمی دانند از کجا باید شروع کنند. در واقع موضوع شروع گفت وگو را پیدا نمی کنند. در امورات جاری خانه با فرزندان مشورت کنیم. بعد از آن در کارهایی مثل گذران اوقات فراغت یا اینکه مسافرت کجا برویم آن ها را وارد دایره تصمیم گیری و اظهار نظر کنیم. این کار اعتماد به نفس فرزندان را زیاد می کند.

 
سلامانه به نقل از گزارش بهداشت نیوز، اینکه متوجه بشویم در خانواده ما خیلی وقت است که افراد دورهم جمع نمی شوند، خیلی وقت است درباره موضوع مشترکی صحبت نشده و اصلاً خیلی وقت است جمع خانوادگی در زیر یک سقف برای ما به وجود نیامده است یک گام بزرگ است. گام بزرگی برای رسیدن به این موضوع که خانواده ما دیگر باهم «گفت وگو» نمی کنند.
در این مرحله خیلی از افراد به جای تن دادن به این بحران یا شانه خالی کردن از سروسامان دادن به اوضاع، به فکر راه حل می افتند؛ اما «بحران گفت وگو در خانواده» از آن دست بحران هایی است که حل آن نیاز به دانش و آگاهی در حوزه روان شناسی دارد. دراین باره با دکتر «علیرضا سفیدچیان» گفت وگو کرده است. دکتر سفیدچیان روان پزشک و مدرس دانشگاه علوم پزشکی بابل است و در این گفت وگو راه کارهایی برای «بالا رفتن میزان گفت وگو» در خانواده ارائه داده است.
چرا گفت وگو در خانواده مهم است و مرتب آماری از پایین بودن آن در خانواده های ایرانی منتشر می شود؟
پابرجایی یک خانواده به رابطه افراد آن خانواده باهم بستگی دارد. حل مسائل و مشکلات زندگی هم جز با تعامل و گفت وگو با یکدیگر ممکن نیست. متأسفانه امروزه میانگین گفت وگو در بین خانواده های ایرانی به کمتر از سی دقیقه در روز رسیده است.
علت این کاهش میزان گفت وگو چیست؟
یکی از علت های آن که این روزها بیشتر هم شاهد آن هستیم مشکلات اقتصادی و معیشتی یک خانواده است. این موضوع هم باعث ایجاد اضطراب در والدین می شود و هم حوصله ایجاد گفت وگو و رابطه با دیگر اعضای خانواده را از آن ها می گیرد. درواقع استرس های شغلی و مالی والدین باعث خستگی روانی افراد خانواده می شود. از آن طرف تعارضات و مشکلات بین والدین به فرزندان سرایت و این دو گروه را از هم دورتر می کند. در این مواقع سیستم خانواده دچار اشکال می شود. به این موضع تغییر نگاه نسل جدید و فاصله گرفتن نگرش والدین و فرزند از هم دیگر را هم اضافه کنید.
عدم درک متقابل بین اعضای خانواده به ویژه والدین با یکدیگر، نبود فرهنگ و مهارت گفت وگو، مشغولیت شدید در فضای مجازی به علاوهٔ تماشای تلویزیون و سایر رسانه های تصویری هم از علت های کاهش گفت وگو در خانواده است.
اگر یک سری از اختلالات روان پزشکی پدر و مادر را درگیر کند باعث کاهش میزان گفت وگو در خانواده می شود. مثل اضطراب، افسردگی؛ و یک موضوع مهم دیگر هم «نداشتن مدیرت اوقات فراغت» در خانواده است.
چه راهکاری برای حل این بحران، پیشنهاد می دهید؟
مهم ترین مسئله نقش والدین است. درواقع اگر پدر و مادر باهم صحبت کنند و درست گفت وگو کنند، بی تردید بچه ها یاد می گیرند. ازنظر من این نکته مهم ترین راهکار در بالا بردن میزان گفت وگو در خانواده است.
مدیریت اوقات فراغت و مدیریت زمان در زندگی هم به حل این معضل کمک می کند. در ابتدای صحبت ها گفتیم که مشکلات اقتصادی یکی از مواردی است که نتایج آن منجر به فاصله گرفتن اعضای خانواده از هم می شود. راهکار این ماجرا این است که مشکلات بیرون از منزل را به خانه نیاوریم و مسائل و مشکلات بیرون از منزل را به اتفاقات داخل خانه دخالت ندهیم. به لیست مدیریت ها باید «مدیریت فضای مجازی» را هم اضافه کرد. استفاده از فضای مجازی باید زمان مشخص و محدودی داشته باشد، همچنین استفاده از تلویزیون و سایر رسانه های تصویری.
هرچه میزان حضور افراد خانواده در سفره مشترک بیشتر باشد، ارتباط و گفت وگو اهل خانه باهم بیشتر هم می شود. مثلاً اگر یکی از اعضای خانواده ناهارش را جداگانه بخورد، یکی از بهانه های گفت وگوی او با سایر اعضای خانواده حذف شده است. در این مرحله خوب است که والدین هم سعی کنند دانسته های خود را به روز کنند تا حرف مشترک بیشتری با فرزندانشان داشته باشند.
صله رحم و رفت وآمد هم موضوعی است که بین خانواده ها کم کم دچار فراموشی شده است. از دلایل این فراموشی مشکلات اقتصادی است. برای همین بهتر است از تکلف و خرج های اضافی مهمانی ها کم شود تا صله رحم بیشتر و فرهنگ گفت وگو افراد باهم دوباره مثل گذشته جای خودش را باز کند.
در مرحله آخر هم اگر شخصی از اعضای خانواده دچار بیماری استرس، اضطراب یا افسردگی است باید هرچه سریع تر برای درمان او اقدام شود.
خیلی از والدین دوست دارند خانواده خود را از وضعیت بدون گفت وگو خارج کنند، اما نمی دانند از کجا باید شروع کنند. درواقع موضوع شروع گفت وگو را پیدا نمی کنند.
اگر خانواده ای علل و اهمیت گفت وگو بین اعضایش را فهمید قطعاً به این سؤال می رسد که حالا باید درباره چه چیزی گفت وگو کنیم؟ پیشنهادهای من به عنوان یک روان شناس این است که اول ازهمه در امورات جاری خانه با بچه ها مشورت کنیم. بعدازآن در کارهایی مثل گذران اوقات فراغت یا اینکه مسافرت کجا برویم آن ها را وارد دایره تصمیم گیری و اظهارنظر کنیم. این کار اعتماد به نفس فرزندان را زیاد می کند
به هرحال در هر خانواده ای زمانی هست که اعضا دوست دارند برای خودشان کتاب بخوانند یا مثلاً تلویزیون تماشا کنند. خوب است این کار دست جمعی باشد. مثلاً همگی توافق کنند یک زنجیره را تماشا کنند و بعد درباره آن حرف بزنند. یا یک کتاب را بخوانند و بعد از اتمام آن درباره اش گفت وگو کنند. درواقع نیازی نیست که برای شروع یک گفت گوی خانوادگی کاری خارق العاده انجام بدهیم. همین امورات جاری و روزمره باکمی هوشمندی می تواند محل صحبت و همدلی بشود.
یعنی صرف صحبت کردن درباره موضوعات جاری و عادی می تواند میزان گفت گو در یک خانواده را بالا ببرد؟
بله؛ اما چیزی که مهم است این است که این گفت گو همراه با همدلی باشد. بهترین نوع گفت و گو، گفت گوی همدلانه است. تعریفش هم این است که هرکس، موضوع صحبت را از نگاه فرد مقابلش ببیند. گفت وگوهای همراه با نصیحت طوطی وارو مکرر یک گفت وگوی موفق به حساب نمی آید، بلکه حتی مضر هم هست.
یعنی بهترین شکل گفت وگو در یک خانواده این است که درباره یک موضوع مشترک همه نظر بدهند، همه صحبت کنند و بهترین تصمیم و نظر همدلانه انتخاب بشود.
 

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif