مبارزه با سرطان/ شعار امسال وز جهانی سرطان؛ «من هستم و خواهم بود»

این زندگی از آن توست، کوتاه نیا!

سلامانه - مرضیه نوروزی:  فكر كن! بی‌دغدغه نشسته‌ای و زندگی‌ات را می‌كنی و بی‌خیال مرگی كه همواره «بی‌خبر از راه می‌رسد» سرگرم زندگی، روزها را یكی پس از دیگری پشت سر می‌گذاری اما در میان همین بی‌خیالی‌ها یك روز متوجه تغییری در خودت می‌شوی. كنجكاو می‌شوی، پیگیری می‌كنی، پیش پزشك می‌روی و بالاخره متوجه بیماری‌ات می‌شوی.
آنها كه در اطرافت هستند، سری به نشانه تاسف تكان می‌دهند و سعی می‌كنند با تو همدردی كنند؛ اما كدام همدردی؟! پزشكان محترمانه جوابت كرده‌اند و با زبان بی‌زبانی تو را از مرگی در همین نزدیكی مطلع كرده‌اند.
حس می‌كنی تنها شده‌ای؛ هیچكس نمی‌داند در درونت چه غوغایی به پاست، هیچ‌كس حال دل بی‌تابت را نمی‌داند، هیچ‌كس نمی‌تواند دستاویزی برای تو باشد، تو مانده‌ای و خودت و مرگی كه حس می‌كنی هر لحظه لبخند به لب به دنبال تو می‌آید. چه می‌كنی؟ راهت را چطور ادامه می‌دهی؟ گوشه‌ای می‌نشینی و اشك می‌ریزی و منتظر می‌مانی یا اینكه تندخو می‌شوی و خود را از عالم و آدم، طلبكار می‌دانی؟! درد دلت را در سینه محبوس می‌كنی یا به هر كس كه رسیدی از زمین و زمان شكایت می‌كنی! سعی می‌كنی تمام آنچه تا آن روز نبوده‌ای از آن به بعد باشی یا خود را در آغوش «هر چه پیش آید» رها می‌كنی؟
به تمام اینها فكر كن و بعد به این فكر كن كه در اطراف تو آدم‌هایی هستند كه این حس‌ها را تجربه كرده‌اند؛ باور كن كه آنها هم درد كشیده‌اند، تنها مانده‌اند، ناامید شده‌اند و... اما دوباره به مسیر زندگی بازگشته‌اند. بازگشته‌اند تا راه خود را بهتر از آنچه از قبل بوده ادامه دهند و در كنار همه سختی‌ها و با وجود هر چه مشكل، زندگی را زندگی كنند. خانم محمدی یكی از همین آدم‌هاست.  
خانم محمدی از چه زمانی متوجه مشکل خود شدید؟
همه چیز با مراجعه به پزشک متخصص زنان و زایمان همیشگی‌ام شروع شد. پزشک پس از انجام آزمایش‌های سالیانه به من گفت دارای مشکل در یکی از آزمایش‌ها هستم. از من پرسید آیا هیچ مشکلی در سلامتی خود دارم یا نه؟ گفتم نه، ولی اخیرا احساس می‌کنم توده سفتی در بالای خط کمربند سمت چپ شکمم وجود دارد، اما هیچ مشکلی برای من ایجاد نکرده و گاهی ناپدید می‌شود و گاهی هم دوباره ظاهر.
در آن دوران وضعیت عمومی شما چطور بود؟
کاملا احساس سلامتی می‌کردم و هیچ مشکلی نداشتم.
همان زمان برای درمان اقدام کردید؟
نه درمان را پس از تشخیص شروع کردم. پزشک معالجم پس از معاینه گفت دارای توده‌ای در قسمت چپ شکمم هستم و به سی‌تی‌اسکن نیاز است.
چه زمانی تشخیص دادند به جراحی نیاز دارید؟
به علت وجود توده، پزشک دستور انجام سی‌تی‌اسکن داد. بعد از انجام سی‌تی‌اسکن مشخص شد که توده‌ای در کلیه چپ خود دارم و نیازمند جراحی هستم. او برای درمان من را به یك متخصص اورولوژی ارجاع داد. هیچ شناختی از دکتری که باید به او مراجعه می‌كردم، نداشتم. احتمال می‌دادم بیماری‌ام از نوع پیشرفته باشد. یک ماه، از زمان تشخیص بیماری تا جراحی بدترین ماه زندگی در طول عمرم بود. میزان پیشرفت بیماری بعد از جراحی مشخص می‌شد. پس از خارج کردن کلیه از بدنم تشخیص سرطان با پاتولوژی تایید شد.
در آن روزها چه چیز شما را بیش از همه اذیت می‌كرد؟
در اوایل کاملا خود را باخته بودم. با مطالعه پی برده بودم درمان این بیماری در هر صورت چه در مراحل ابتدایی و چه در مراحل پیشرفته، خارج کردن کلیه از بدن است چون سرطان کلیه به شیمی‌درمانی و پرتودرمانی مقاوم است. برای درمان‌های تکمیلی (شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی) به پزشکان متعددی مراجعه می‌كردم اما همگی متفق‌القول گفتند درمان شما همان بوده که انجام شده است و شما باید بروید و منتظر شوید. در حقیقت آنها به من می‌گفتند بروم منتظر مرگ باشم که کی به سراغم خواهد آمد. تازه معنی بیماری و درد و مرگ و هر چه سختی بود فهمیدم.
چطور؟
در مطالعاتی که انجام دادم، علت مشخصی برای بیماری‌ام نیافتم و در ضمن هیچ تستی هم وجود نداشت که با انجام آن متوجه وجود سرطان کلیه در بدن شوم. ناامیدی من وقتی بیشتر شد که پس از جراحی دكتر گفت متاسفانه بیماری‌ام از کلیه گذشته و در مرحله 3 قرار دارد ولی هر چه از دستشان برآید برای کمک به من خواهند کرد. علاوه بر آن، متوجه شدم بیماران مبتلا به سرطان کلیه در این مرحله حداکثر چند سال زنده هستند و شاید در همان سال اول به علت عود بیماری بمیرند. بیشتر از اینکه از مرگ بترسم نگاه دو فرزندم مرا آزار می‌داد و از اینکه آنها به‌زودی بی‌مادر خواهند شد، شب‌ها گریه می‌کردم. خلاصه تصمیم گرفتم با یکی از دخترانم که 15 سال داشت بیماری‌ام را در میان بگذارم و به او بگویم كه حداکثر 5 سال دیگر با او خواهم بود.
***
 
نگاه پزشك متخصص
دكتر محمدرضا صفری‌نژاد، جراح و متخصص بیماری‌های کلیه و مجاری ادراری، رییس انجمن علمی سلامت خانواده و استاد دانشگاه
حقیقت را به بیمار گفتم
استرس، سیستم ایمنی مسوول دفع سرطان را تضعیف می‌کند
سرطان کلیه 4 مرحله دارد؛ مرحله سوم و چهارم، جزو مراحل پیشرفته بیماری هستند. وقتی بیماری فقط محدود به کلیه است، با توجه به اندازه توده، در مراحل 1 و 2 قرار دارد اما زمانی كه پیشروی سرطان فراتر از کلیه است و بافت‌های مجاور خود را نیز درگیر می‌کند، در مرحله 3 است. اگر بیماری به سایر اعضا مانند کبد و ریه دست‌اندازی كند، در مرحله 4 قرار دارد. در سایر سرطان‌ها معمولا مراحل پیشرفته بیماری را شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی می‌کنند ولی متاسفانه برای سرطان کلیه شیمی‌درمانی و پرتودرمانی وجود ندارد. زمانی كه این خانم به من مراجعه كرد، 46 سال داشت که برای ابتلا به سرطان کلیه، سن پایینی محسوب می‌شود. با مشاهده سی‌تی‌اسکن بیمار متوجه شدم یک توده 10×7 سانتی‌متر در کلیه چپ او وجود دارد که به احتمال بیش از 90 درصد سرطان است. بیمار به شدت آشفته بود و سوالات زیادی می‌پرسید. من همیشه سعی می‌کنم واقعیت را به بیمار بگویم و بیماری را کمتر یا بزرگ‌تر از واقعیت جلوه ندهم. واقعیت را با او در میان گذاشتم و در مورد بیماری توضیحات لازم را دادم. همچنان از پیش‌آگهی بیماری می‌پرسید و اینکه چه اتفاقی می‌افتد.
برای مشخص شدن دست‌اندازی به عروق، لازم بود علاوه بر سی‌تی‌اسکن، ام‌آرای نیز انجام شود. متاسفانه در ام‌آرای مشخص شد سرطان وارد ورید اجوف تحتانی شده است. از خصوصیات سرطان کلیه این است که بین عروق مجاور خود بیشتر به ورید اجوف تحتانی دست‌اندازی می‌کند. موضوع را به بیمار توضیح دادم و گفتم برای شروع درمان، به یک عمل جراحی بزرگ نیاز است.
برای انجام این عمل باید هم شکم و هم قفسه سینه باز می‌شد تا بتوانیم کلیه را همراه توده سرطانی و غده فوق‌کلیه همان طرف، خارج كنیم. در ضمن باید ورید اجوف تحتانی را نیز باز و توده سرطانی داخل آن را نیز خارج می‌كردیم. بیمار در مدت 2 هفته از بررسی تا موعد عمل جراحی 5 کیلوگرم وزن کم کرده بود. هماهنگی‌های لازم انجام شد و بیمار تحت عمل جراحی قرار گرفت. عمل جراحی خیلی بزرگ و وسیع بود و در چنین اعمال جراحی‌ای، نقش بیهوشی بیشتر می‌شود. همکاران متخصص بیهوشی سنگ تمام گذاشتند و در موفقیت عمل جراحی نقش بسزایی داشتند. پس از عمل بیمار مقداری آرامش پیدا کرد.
همیشه جراح پس از عمل می‌تواند میزان موفقیت را تخمین بزند اما در بسیاری از موارد نمی‌تواند تمام توده را خارج کند و مقداری از آن در بدن باقی می‌ماند كه این مواقع عود حتمی است. در مورد این خانم خوشبختانه این امکان وجود داشت که تمام توده سرطانی از بدن خارج شود. پس از عمل جراحی به او گفتم اکنون بیش از قبل از عمل، امید به بهبود کامل دارم چون توانسته بودیم به کمک همکاران، کل توده سرطانی را از بدن او خارج کنیم اما برای بهبود لازم است در این زمینه همكاری‌های لازم را داشته باشد و ناامید نشود زیرا امروزه ثابت شده استرس و فشارهای روحی -روانی سیستم ایمنی را که مسوول دفع سرطان است، ضعیف می‌کند و برای حل مشكل باید هم از نظر روانی و هم جسمی با آن مبارزه كند.
با توجه به اینكه راه درمان سرطان کلیه فقط جراحی است، بیمار حتی اگر دچار انتشار سرطان به ریه شود، براساس كتب علمی توصیه می‌شود ضمن عمل جراحی خود سرطان کلیه، انتشار به ریه یا کبد نیز با جراحی خارج شود. یعنی تنها امید بیمار به همین جراحی است و اگر در جراحی اول تمام توده سرطانی از بدن بیمار خارج شود، شانس زنده بودن او زیاد خواهد بود.
معمولا در رادیوگرافی مثل سی‌تی‌اسکن، یک توده زمانی دیده می‌شود كه اندازه آن حداقل یک سانتی‌متر باشد. از این رو، یک سلول برای اینکه به اندازه یک سانتی‌متر برسد باید یک میلیون بار تقسیم شود. گاهی بیمار انتشار وسیع بیماری در کبد یا ریه دارد ولی سی‌تی‌اسکن طبیعی است، علت این است که سلول‌های سرطانی هنوز به اندازه کافی رشد نکرده‌اند و این بیماران بعدا با عود بیماری مراجعه می‌کنند. با توجه به حالت بالینی بیمار انتظار داشتم در چند ماه آینده با عود مراجعه کند. برای پیگیری این بیماران معمولا هر 6 ماه سی‌تی‌اسکن انجام می‌شود. اگر در سال اول بیماری عود نکند، احتمال زنده ماندن بیمار بیشتر است. شایع‌ترین محل عود هم، محل کلیه‌ای است که خارج شده زیرا گاهی در سی‌تی‌اسکن می‌بینیم یک توده در محل کلیه برداشته شده، ایجاد شده است. به بیمار توضیح دادم باید ضمن پیگیری دقیق، منتظر باشیم. دوران نقاهت بعد از عمل، 2 هفته طول کشید، بیمار کاملا لاغر شده بود و این لاغری ممکن بود به دلیل انتشار وسیع سرطان در بدن باشد. خوشبختانه طبق بررسی‌ها در سایر نقاط بدن بیماری وجود نداشت.
***
به بیماری فكر نكن
دکتر مدام می‌گفت بر این بیماری غلبه خواهی کرد، این بیماری دشمن توست، اگر او را زمین نزنی، او تو را زمین خواهد زد. هر موقع پیشش می‌رفتم، می‌گفت، رژیم غذایی سالم داشته باش، ورزش کن و از زندگی لذت ببر به هیچ‌وجه به بیماری فکر نکن ولی فعالانه شرایط جسمی خود را پیگیری کن. او می‌گفت همه چیز در سال اول مشخص می‌شود، هر 6 ماه سی‌تی‌اسکن انجام می‌دادم. سعی می‌کردم آرامش خود را حفظ کنم و خونسرد باشم. از دکتر می‌پرسیدم اگر بیماری عود کند، چکار خواهد کرد، او با اطمینان می‌گفت به یاری خدا عود را به موقع تشخیص می‌دهیم و مجددا عمل می‌کنیم، من شک ندارم سرانجام در نبرد با سرطان پیروز میدان خواهی بود.
اکنون سالیان سال از آن زمان می‌گذرد. دخترم که آن زمان با او درباره بیماری‌ام صحبت کرده بودم، 3 سال است كه ازدواج کرده و اکنون صاحب یک نوه شده‌ام. از اینكه خدا مرا در غلبه بر این بیماری کمک کرد، شاکرم و از پزشکم که در طول این سال‌ها همراه و همیار من بود، سپاسگزار.
 

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif