چرا تحقیقات درباره چاقی به بیراهه می‌روند؟

سلامانه: چاقی در کودکان مشکلی مهم است که در میانسالی یا سالمندی یا حتی در دهه‌های اول زندگی فرد می‌تواند باعث بروز بیماری‌های مزمن شود.
تقریبا 20درصد از کودکان و 40درصد از بزرگسالان آمریکایی گرفتار این مشکلند و چاقی درمجموع سالانه حدود 150میلیارد دلار خرج روی دست بودجه سلامت عمومی می‌گذارد. برای مهار چاقی تحقیقات بسیاری انجام شده، اما اشتباهاتی که در طرح برخی از این تحقیق‌ها وجود دارد، باعث می‌شود، نتوانیم به نتایج درست برسیم.

متخصصان اطفال و بسیاری کارشناسان دیگر می‌دانند که چاقی خود مشکلی است که باید با آن روبرو شوند، اما تابحال نتوانسته اند در مهار آن چندان موفق باشند. حدود 6 سال قبل، گزارشی منتشر شد مبنی بر اینکه میزان چاقی در کودکان آمریکایی ثابت مانده یا در مواردی بین بچه‌های 2 تا 5 کمتر شده، اما آخرین مطالعات نشان می‌دهند این روند واقعی نیست و چاقی بیشتر شده است.

به نظر می‌رسد تلاش‌هایی که تاکنون شده، نتایج معکوسی داشته‌اند. آدم‌هایی که رژیم دارند، اغلب وزنشان بیشتر می‌شود. حتی مطالعات فردی نشان می‌دهند راه حل‌ها و مداخله‌هایی که تا امروز انجام شده‌اند، نتوانسته‌اند به پیشرفت‌های عملی برسند. ممکن است بخشی از مشکل مربوط به تحقیقات ناقص باشند.
مقاله‌ای که تازگی درباره چاقی کودکان منتشر شده، در چند بخش کلی، حاوی راهنمایی‌هایی برای کم کردن روند چاقی است.

1) وقتی فکر می‌کننیم داریم پیشرفت می‌کنیم، باید از خود بپرسیم پیشرفت نسبت به چه چیز؟  به طور خلاصه، برای مقایسه باید یک گروه کنترل داشته باشیم. طی زمان، تغییرات رفتاری یا تغییر در عملکرد به سمت متوسط میل می‌کنند. حداکثری‌های هر تحقیق، در این تحقیق خاص یعنی آنهایی که دچار اضافه وزن بیشتری نسبت به بقیه هستند، تمایل دارند که به طرف متوسط بروند. بنابراین، باید ببینیم مداخلات برای کاهش وزن کی موثر بوده‌اند و کجا تاثیری نداشته‌اند. با مشخص کردن یک گروه کنترل، یعنی گروهی که هیچ اقدامی درباره کاهش وزن روی آنها انجام نشده، و گروه آزمایش، یعنی گروهی که توصیه‌های لاغری به آنها ارائه شده و سپس مقایسه دو گروه کنترل و آزمایش در پایان، می‌توانیم بفهمیم کارهایی که کردیم مفید بوده یا نه.

حتی با تعیین گروه کنترل هم کارها ممکن است خوب پیش نرود. در تعیین یک گروه کنترل که به طور تصادفی انتخاب شده‌اند، مهم تناسب این گروه با اقدامات انجام‌شده است. یکی از اشتباهات رایج مقایسه هر گروه بعد از اقدامات با گروه مشابه پیش از اقدامات است. به بیان دیگر، هر گروه باید قبل و بعد از اقدامات با خودش مقایسه شود و گروه کنترل هم باید با خودش مقایسه شود تا بفهمیم اقدامات ما تا چه حد موثر بوده.

 این کار کمک می‌کند بفهمیم اقدامات‌مان تا چه حد نسبت به یک خط پایه موثر بوده. ایجاد و مطالعه گروه‌های بزرگ برای مطالعه چاقی هم دشوار است و هم گران، فقط انگار پژوهشگران طبیعی می‌دانند که هر تحقیقی درباره چاقی باید در گروه‌های بزرگ جمعیتی انجام شود، اما اگر در مطالعه‌ای که خوب طراحی کرده‌اید گروه دریافت‌کننده اقدامات نتواند در مقایسه با گروه کنترل به شکل چشمگیری وزن کم کند، پس نمی‌توان به این نتیجه رسید که اقدامات ما برای کاهش وزن موثر بوده است. دلیل آن هم همان گروه کنترلی است که اول مشخص کردیم و اقدامات لاغرکننده روی آنها انجام نشد. شما نمی‌تونید گروه کنترل را از دایره محاسبات خود حذف کنید.

2) برنامه مطالعه را تغییر ندهید. پیش از شروع یک مطالعه، انتظار می‌رود تعاریف اولیه به طور روشن تعریف شده باشند. در بسیاری از مطالعات مربوط به چاقی تعریف‌ها فقط محدود به شاخص توده بدنی (حاصل تقسیم وزن به مجذور قد به متر). شما نمی‌توانید بعدا تعریفی به مطالعات خودتان اضافه کنید. پس بهتر است از همان اول همه تعاریف مشخص شده باشند.

گاهی برای به دست آوردن نتایج چشمگیر آماری، محققان طوری آمارها را منطبق می‌کنند تا نتایج موردنظر آنها به دست بیاید. 
 
3) در طراحی مطالعات و گرفتن نتایج دقت کنید. خیلی مواقع پیش می‌آید برای آنکه بفهمیم افراد مورد مطالعه ما رژیم غذایی یا نوع و شدت ورزش کردنشان را تغییر داده‌اند یا نه، مستقیم از آنها سوال می‌کنیم. 

خطر اینکار، تاثیر موضع‌گیری افراد در این خود گزارشی است. مثلا اگر مطالعه‌ای درباره چاقی دانش‌اموزان بر پیاده‌روی بیشتر و کمتر تلویزیون دیدن تاکید دارد، اگر بعدا از دانش‌آموزان بپرسیم که به این توصیه‌ها عمل کرده‌اند یا نه، جواب اغلب آنها مثبت است، حتی اگر تغییری در درصد توده چربی بدنی آنها اتفاق نیفتاده باشد.

چون مداخلات ما به گروه‌ها، چه به صورت مدارس یا به صورت کلاس‌ها ارائه می‌شود، پس مهم این است که نتایج هم در سطح گروه بررسی شود. شرکت‌کنندگان در بررسی ما درواقع باید همان گروه‌ها باشند، اما بسیاری مواقع محققان ما آمارها را براساس افراد می‌گیرند و وقتی بهبودی مشاهده می‌شود، این به دلیل تفاوت میان گروه‌هاست نه مداخلات انجام شده.
 
4) نتایج را به میل خود جابجا نکنید. نتایج منفی، یعنی آنهایی که فرضیه محقق را تایید نمی‌کنند، نباید طوری چرخانده شوند که به نظر مثبت بیایند. محققان اغلب وسوسه می‌شوند استدلال کنند نتایجی که به دست آورده‌اند، از نظر بالینی مهم یا نویدبخشند.

گاهی محققان می خواهند یک روش چاقی را در برابر روش ثابت‌شده دیگری بررسی کنند و اگر بفهمند اختلافی بین نتایج آنها نیست، نتیجه می گیرند هر دو روش موثر هستند، درصورتیکه این می‌تواند اشتباه باشد.

منبع: نیویورک تایمز 

دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید

600x300.gif